أحدهما إلى الآخر ، أو ما في حكمه و يرجع في القدرة و عدمها إلى إقراره بها و قرائن الأحوال .
شرح فارسى :
مرحوم مصنف مىفرماين :
يا كسى به ديگرى تير يا سنگى غامز پرتاب كرد يا وى را با ريسمان گلوگير نمود و آن را شل نكرد تا مرد يا مخنوق مستمرّا به همين حالت باقى ماند و بواسطه همين سبب از دنيا رفت يا او را در آتش انداخت و مرد مگر آنكه شخصى كه در آتش افتاده بر خارج شدن از آن قدرت داشته باشد يا او را بميان آب انداخت و در آن جان داد كه در تمام اينصور عامل را قصاص مىنمايند .
شارح ( ره ) در دنبال [ حجر غامز ] مىفرماين :
مقصود حجر و سنگى است كه بواسطه سنگينى و وزنى كه دارد بر بدن فرورود .
و در دنبال [ و بقى المخنوق ضمنا ] مىفرماين :
كلمه [ ضمنا ] بفتح ضاد و كسر ميم يعنى [ مزمنا ] و مقصود اين است كه به همين حالت باقى ماند تا مرد .
و بعد از او طرحه فى النّار فمات مىفرماين :
مشروط به اينكه موت مستند به نار و آتش باشد .
و در دنبال [ الّا ان يعلم قدرته على الخروج ] مىفرماين :
مثل اينكه آتش كم بود يا وى در كنار آن افتاده بطورى كه امكان بيرون آمدن از آن را داشته و به كوچكترين حركتى مىتواند خود را خارج كند ولى بر آن اقدام ننموده و در آن ماند تا مرد در اين صورت كسى كه وى را در آتش انداخته قصاص نمىكنند زيرا در واقع شخص واقع در آتش
المباحث الفقهية في شرح الروضة البهية (راهنماى فارسى شرح لمعه) (فارس) — صفحة 24
مساهمون: سيد محمد جواد ذهنى تهرانى
ص٢٤