و روايت دوّمى به عكس است يعنى در صدر آن تصريح شده باينكه قذف بلفظ واحد واقع شده ولى ذيلش دلالت ندارد بر اينكه مقذوفين بطور دستهجمعى حاضر شده و مطالبه حدّ نمودهاند يا هركدام مستقلّ و عليحدّه آمدهاند ، از اينرو اطلاق هركدام را بر تقييد ديگرى حمل نموده در نتيجه اينطور حكم مىكنيم كه اگر قذف با يك لفظ واقع شده و جملگى براى مطالبه حدّ بطور دستهجمعى حاضر شدند يك حدّ بر قاذف ثابت مىگردد و در غير اين صورت حدّ متعدّد مىگردد .
قوله : و انمّما حملناه : ضمير منصوبى به خبر جميل راجعست .
قوله : مع انّه اعمّ : ضمير در [ انّه ] به خبر جميل عود مىكند و مقصود از [ اعم بودن اين حديث ] آنست كه اعمّ است از اينكه قذف بلفظ واحد بوده يا با الفاظ متعدّد صورت گرفته .
قوله : جمعا بينه : يعنى بين خبر جميل .
قوله : و بين صحيحة الحسن العطّار عنه عليه السلام : ضمير در [ عنه ] به امام صادق عليه السلام راجعست .
مؤلف گويد :
صحيحه حسن عطّار را مرحوم صاحب وسائل در ج ( 18 ) ص ( 444 ) به اين شرح نقل فرموده :
محمّد بن يعقوب ، از محمّد بن يحيى ، از احمد بن محمّد ، از علىّ بن حكم ، از ابان بن عثمان ، از حسن عطّار قال :
قلت لابى عبد اللّه عليه السلام : رجل قذف قوما .
قال : بكلمة واحدة ؟
قلت : نعم .
المباحث الفقهية في شرح الروضة البهية (راهنماى فارسى شرح لمعه) (فارس) — صفحة 336
مساهمون: سيد محمد جواد ذهنى تهرانى
ص٣٣٦