قوله : و ردّ بانّه اعمّ : ضمير نائب فاعلى در [ ردّ ] به قول قيل راجع بوده و ضمير در [ بانّه ] به حدّ عود مىكند .
قوله : فيحمل على الجلّد : ضمير در [ يحمل ] بجدّ راجعست .
قوله : جمعا : يعنى به جهت جمع بين دليلى كه در آن لفظ حدّ كه عامّ است وارد شده همچون روايت مردى از مولانا الصادق عليه السلام و بين روايتى كه در آن لفظ [ جلّد ] يعنى صد تازيانه آمده و آن عبارت است از حديثى كه مرحوم صاحب وسائل آن را در ج ( 18 ) ص ( 425 ) به اين شرح نقل فرموده :
محمّد بن يعقوب ، از محمّد بن يحيى ، از احمد بن محمّد بن عيسى . از علىّ بن الحكم ، از ابان بن عثمان ، از زراره . از مولانا ابيجعفر عليه السلام قال : السّحاقة تجلّد .
متن :
و تقتل المساحقة في الرابعة لو تكرر الحد ثلاثا . و ظاهرهم
هنا عدم الخلاف و إن حكمنا بقتل الزاني و اللائط في الثالثة كما اتفق في عبارة المصنف .
فرع
[ حكم كسى كه در مرتبه چهارم مساحقه نموده ]
شرح فارسى :
مرحوم مصنف مىفرماين :
در صورتى كه بر زن مساحقهكننده سه بار حدّ را تكرار كنند براى بار چهارم وى را مىكشند .
شارح ( ره ) مىفرماين :
از ظاهر كلمات علماء در اينجا استفاده مىشود كه اينحكم اختلافى نبوده اگرچه در باب زناء و لواط قائل شويم به اينكه زانى و لواطكننده