نفسه الحد
و بمضمونها عمل الشيخ و جماعة ، و إنما قيده المصنف بكونه لا يتجاوز المائة ، لأنها أكبر الحدود و هو حد الزنا . و زاد ابن إدريس قيدا آخر و هو أنه لا ينقص عن ثمانين نظرا
إلى أن أقل الحدود حد الشرب و فيه نظر إذا حد القواد خمسة و سبعون .
فرع ششم
[ حكم كسى كه به حدى اقرار كند ]
شرح فارسى :
مرحوم مصنف مىفرماين :
كسى كه بحدّى اقرار كند حكم آنست كه وى را بقدرى مىزنند تا خودش از زدن نهى كرده يا تعداد تازيانهها به عدد صد برسد .
شارح ( ره ) مىفرماين :
مقصود اينست كه شخصى همينقدر بگويد حدّى در ذمّه من مىباشد و موجب و سبب آن را بيان نكند كه در اينجا همانطورى مصنف عليه الرّحمه فرمود وى را تا آنجائى عقوبت نموده و مىزنند كه خودش از زدن نهى كند و يا تعداد ضربات شلّاق به صدتا برسد و اصل مدرك در اين حكم روايت محمّد بن قيس از مولانا الباقر عليه السلام استكه فرمودند :
حضرت امير المؤمنين عليه السلام درباره مردى كه بر نفس خود اقرار بحدّى نموده و آن را بيان نكرده و نامى از سبب آن نبرد حكم فرمودند كه وى را آنقدر تازيانه بزنند تا خودش از زدن نهى نمايد .
مرحوم شيخ طوسى و جماعتى از فقهاء به مضمون اين روايت عمل كردهاند .