تخطي إلى المحتوى الرئيسي

المباحث الفقهية في شرح الروضة البهية (راهنماى فارسى شرح لمعه) (فارس) — صفحة 268

مساهمون:

ص٢٦٨

[ حكم تبرى جستن از نسب ]

مسئله هفتم هيچ اعتبارى براى تبرىّ جستن از نسب نمىتوان قائل شد ، البتّه در آن قول شاذ و ضعيفى است كه عصبه و مادر كسى كه پدر از نسبش تبرّى جسته ارث برده نه پدرش . شارح ( ره ) مىفرماين : مقصود اينست كه اگر پدر كسى در حضور سلطان و حاكم از نسب وى تبرّى بجويد و بگويد من با اين شخص هيچ ارتباطى ندارم اعتبارى به اين تبرّى نبوده و على الاشهر متبرّى را از ارث منع نمىكنند و دليل اينحكم دو امر مىباشد : الف : اصل و مقصود از آن اين است كه اصل مقتضى استكه تبرّى مزبور اثرى نداشته باشد و مىتوان گفت مراد از آن استصحاب بقاء نسب است . ب : عموم آيات قرآنى كه دلالت بر توارث داشته و عموم يا اطلاق آنها تأثير تبرّى را دفع مىنمايد . ولى در مقابل مشهور قول شاذّ و ضعيفى بوده كه منسوب به مرحم شيخ طوسى در كتاب نهايه و نيز به ابن برّاج ( ره ) مىباشد ، ايشان فرموده‌اند : كسى كه از نسبش تبرّى حاصل شده تنها عصبه و خويشان مادرى او از وى ارث مىبرند ولى پدر و اقوام پدرى از آن محروم هستند و اينحكم البته در صورتى است كه پدر از نسب وى تبرّى جسته باشد و دليل ايشان روايت ابى بصير از احد الصّادقين عليهما السلام است در اين روايت آمده :