از اين عدد بيست و دو سهم نصيب ابوين بوده و سى و هشت سهم ديگر به خنثى داده مىشود .
مؤلف گويد :
توضيح آن اين است كه : اگر خنثى مذكّر باشد نصيب ابوين از 60 سهم بيست سهم بوده كه بهركدام بايد ده سهم داده شود چه آنكه ( 10 ) سدس ( 60 ) مىباشد و باقيمانده يعنى چهل سهم ديگر نصيب خنثى است .
و اگر مؤنث باشد ابتداء بهريك از ابوين سدس داده شده كه مجموعا بيست سهم مىشود و به خنثى نصف يعنى سى سهم مىدهيم و مجموع سهام پنجاه مىشود و از اصل فريضه ده سهم اضافه آمده كه ان را پس از تقسيم بين ورثه بنحو اخماس بهركدام از ابوين دو سهم داده شده و به خنثى شش سهم باقيمانده ميرسد در نتيجه سهم خنثى در مسئله انوثيّت سى و شش سهم و سهم هريك از ابوين دوازده سهم مىگردد و پس از جمع نمودن سهام در دو مسئله مجموع سهام خنثى در دو مسئله ذكوريّت و انوثيّت هفتاد و شش شده كه نصف آن رقم سى و هشت است كه از شصت سهم آن را به خنثى بايد داد و سهم ابوين هركدام در مسئله ذكوريّت ده سهم و در مسئله انوثيّت دوازده سهم مىباشد و مجموع آن بيست و دو بوده كه نصف آن يازده سهم مىگردد كه بهريك از آن دو بايد يازده سهم داده شود .
قوله : و لو اجتمع معه الابوان : ضمير در [ معه ] به خنثى راجع است .
قوله : و هما متباينان : ضمير [ هما ] به خمسة و ستة راجعست .
المباحث الفقهية في شرح الروضة البهية (راهنماى فارسى شرح لمعه) (فارس) — صفحة 224
مساهمون: سيد محمد جواد ذهنى تهرانى
ص٢٢٤