تخطي إلى المحتوى الرئيسي

المباحث الفقهية في شرح الروضة البهية (راهنماى فارسى شرح لمعه) (فارس) — صفحة 111

مساهمون:

ص١١١
أو هما ثلث الثلث ، و باقية للمتقرب منهم بالأب ، و كذا القول في أولاد العمومة المتفرقين بالنظر إلى الثلثين و هكذا . شرح فارسى : مرحوم مصنف مىفرماين : مسئله هفتم اولاد عمومه و خؤله در صورت نبود ايشان بجاى پدران و مادران خود واقع مىشوند و هركدام از ايشان نصيب كسى را كه بواسطه‌اش بميّت منتسب مىشود مستحق مىباشند . شارح ( ره ) مىفرماين : بنابراين فرزند عمّه اگر چه مؤنث باشد دو ثلث ما ترك را دريافت كرده و فرزند دائى اگر چه مذكّر باشد ثلث دارائى را تملّك مىكند . و براى فرزند عمّه با دختر عمو ثلث دارائى ميّت ثابت است و پسر دائى با پسر خاله بطور متساوى سهام خود را تقسيم مىكنند . و اولاد عموى مادرى در صورتى كه واحد باشند سدس و بفرض تعدد ثلث را تصاحب مىنمايد و باقى را به فرزندان عموى ابوينى يا ابى ميدهند سپس مىفرماين : و همچنين است كلام در فرزندان خؤله كه متفرّق و متشتّت باشند . پس از آن مىفرماين : اگر اولاد مزبور جملگى با هم اجتماع كرده باشند حكم اينستكه : به اولاد دائى يا خاله امّى واحد سدس ثلث را داده و بفرزندان دو دائى يا دو خاله يا فرزندان دائى و خاله‌هاى متعدّد يك سوّم از ثلث را داده و باقيمانده را به اقرباى پدرى مىدهند .
المباحث الفقهية في شرح الروضة البهية (راهنماى فارسى شرح لمعه) (فارس) — صفحة 111 | سيد محمد جواد ذهنى تهرانى