قوله : و كما يحجب الحمل : كلمه [ يحجب ] به صيغه مجهول يعنى ممنوع واقع مىشود .
قوله : يحجب غيره : كلمه [ يحجب ] به صيغه معلوم يعنى مانع مىگردد و ضمير در [ غيره ] به حمل راجع است .
قوله : ممّن هو دونه : ضمير در [ هو ] به من موصوله راجع بوده و ضمير در [ دونه ] به حمل عود مىكند .
قوله : و ليستبين امره : يعنى امر حمل كه آيا زنده به دنيا آمده يا مرده خارج مىگردد و بفرض زنده متولّد شدن آيا پسر است يا دختر و نيز توأم و دو قلو است يا منفرد و تنها مىباشد .
قوله : و له اخوة : ضمير در [ له ] به ميّت راجعست .
قوله : اعطيت حصّة ذات الولد : ضمير نائب فاعلى در [ اعطيت ] به زوجه راجع است و [ حصّه ذات الولد ] عبارتست از يك هشتم دارائى ميّت .
قوله : لانّه المتيقن : چون اگر فرزند زنده به دنيا نيايد حصّه زوجه همان است كه بوى اعطاء شده و اگر مرده خاررج گردد نصيبش ربع دو برابر يك هشتم است پس يك هشتم على اىّ تقدير بايد به وى داده شود .
قوله : بخلاف الاخوة : يعنى به آنها از ارث چيزى نميدهند زيرا نصيب و حصّه ايشان متيقّن نمباشد چه آنكه اگر فرزند زنده به دنيا بيايد چون از طبقه اوّل بوده و اخوه طبقه دوّم هستند از ارث محروم مىباشند .
بلى در صورتى كه حمل مرده خارج شود چون در طبقه اوّل از ورّاث
المباحث الفقهية في شرح الروضة البهية (راهنماى فارسى شرح لمعه) (فارس) — صفحة 82
مساهمون: سيد محمد جواد ذهنى تهرانى
ص٨٢