تخطي إلى المحتوى الرئيسي

المباحث الفقهية في شرح الروضة البهية (راهنماى فارسى شرح لمعه) (فارس) — صفحة 79

مساهمون:

ص٧٩
استهلاله ، لجواز كونه أخرس ، بل مطلق الحياة المعتبرة بالحركة البينة ، لا بنحو التقلص الطبيعي كما لو خرج بعضه حيا و بعضه ميتا .

5 - حمل

شرح فارسى : مرحوم مصنف مىفرماين : پنجم از موانع حمل است و آن از ارث بردن مانع شده مگر آنكه زنده به دنيا آمده و از رحم جدا شود . شارح ( ره ) مىفرماين : بنابراين اگر مرده به دنيا آمد ارثى برايش منظور نمىشود به دليل فرموده حضرت نبوىّ صلّى اللّه عليه و آله و سلّم : سقط نه ارث برده و نه از آن ارث برده مىشود . البته بايد توجّه داشت شرط نيست كه در وقت مرگ مورّث حمل حيات داشته و روح در آن حلول كرده باشد بلكه اگر در مرحله نطفه نيز باشد كفايت نموده و وارث محسوب مىشود مشروط به اين‌كه بعدا زنده به دنيا بيايد . و سپس مىفرماين : در وارث بودن حمل شرط نيست كه پس از جدا شدن از رحم و زنده به دنيا آمدن مستقرّ الحياة باشد و مدّتى بماند چنانچه فريادى كه نوعا بچه‌هاى نوزاد در وقت به دنيا آمدن سر مىدهند در اين‌جا شرط نيست و نمىتوان آن را علامت حيات و عدمش را دليل بر موت نوازد دانست زيرا بسا طفل لال بوده و نتواند فرياد بشد بلكه مجرّد حيات و زنده بودن كه بوسيله حركت آشكار و ظاهر مىتوان به آن پى برد كفايت
المباحث الفقهية في شرح الروضة البهية (راهنماى فارسى شرح لمعه) (فارس) — صفحة 79 | سيد محمد جواد ذهنى تهرانى