خودشان هستند و دليل ارث عموم وارث بودن زوجين نسبت به اموال و ما ترك يكديگر مىباشد .
قوله : ورثا منها : ضمير تثنيه در [ ورثا ] به زوجين و ضمير مؤنّث در [ منها ] به ديه راجع است .
قوله : كغيرها : يعنى كغير ديه .
قوله : و غيرهما من الورّاث : يعنى و كغيرهما من الورّاث .
متن :
و ثالثها الرق و هو مانع من الإرث في الوارث و إن كان المورث مثله . بل يرثه الحر و إن كان ضامن جريرة دون الرق و إن كان ولدا و في المورث فلا يرث الرق قريبه الحر و إن قلنا بملكه ، بل ماله لمولاه به حق الملك ، لا بالإرث ، مطلقا .
3 - رقيت
شرح فارسى :
مرحوم مصنف مىفرماين :
مانع سوّم از ارث رقيّت مىباشد و آن هم در وارث منع از ارث نموده و هم در مورّث .
شارح ( ره ) مىفرماين :
مقصود اين است كه اگر وارث ميّت رقّ و مملوك باشد از ارث بردن ممنوع است اگر چه مورّث يعنى ميّت نيز همچون وى مملوك فرض شود ، بلكه حكم در اينجا آن است كه از ميّت تنها حرّ و آزاد ارث ميبرد اگر چه ضامن جريره بوده و مملوك از آن محروم است ولو فرزند ميّت باشد .
و نيز اگر ميّت رقّ و مملوك بود اقرباء آزاد او از وى ارث نمىبرند اگر چه به ملكيّتش قائل باشيم بلكه تمام اموال و دارائى او بآقايش ميرسد .