شارح ( ره ) مىفرماين :
مقصود از [ اصطياد ] اثبات صيد و بدست آوردن آن مىباشد .
و سپس در ذيل [ بجميع آلاته ] مىفرماين :
منظور آلات و وسائلى است كه تحصيل صيد با آنها ممكن باشد از قبيل :
شمشير ، نيزه ، تير ، سگ شكارى ، فهد ( حيوانى است ميان سگ و پلنگ دست و پاى او بلندتر از دست و پاى پلنگ مىباشد و معروف به يوزپلنگ است ) ، بازى ، صقر ( پرندهاى است شكارى ) ، عقاب ، باشق ( مرغى است شكارى ) ، شرك بفتح شين و راء ( دامى كه براى صيد شكار تعبيه مىكنند ) ، حباله ( ريسمانى است كه بسر شاخه و يا چوبى بسته و آن چوب را كج مىكنند و دنباله ريسمان را حلقهوار بر روى زمين پهن ميكنند و وقتى پاى حيوان در آن واقع شد چوب راست و مستقيم شده و بدين ترتيب ريسمان حلقه شده جمع مىگردد و عضو داخل را محكم مىگيرد و حيوان در تله مىافتد ) شبكه ( دامى است كه صياد براى صيد قرار ميدهد ) فخ ( تلهاى است كه صيّاد قرار مىدهد ) بندق ( بضم باء گلوله گلى مىباشد ) و غير اين اسباب و آلات .
قوله : و فيه فصول ثلاثة : ضمير در [ فيه ] به كتاب صيد و ذباحه راجع مىباشد .
مؤلف گويد :
فصل اوّل در آلت صيد است .
فصل دوّم در ذباحه بوده .
فصل سوّم در لواحق مىباشد .
المباحث الفقهية في شرح الروضة البهية (راهنماى فارسى شرح لمعه) (فارس) — صفحة 4
مساهمون: سيد محمد جواد ذهنى تهرانى
ص٤