بوده كه گاهى به آن [ جريث ] نيز گفته مىشود .
كلمه [ جريث ] با همان ضبط [ جرّى ] بوده به اضافه ثاء سه نقطه در آخرش .
مؤلف گويد :
[ جرى ] يا [ جريث ] ماهى باريك و طويلى است بسيار نرم كه اثرى از پولك به روى آن نمىباشد .
سپس مىفرماين :
[ مارماهى ] با راء مفتوحه و آن پارسى معرّب بوده كه در لغت عرب به آن حيّة السّمك مىگويند .
و [ زهو ] با زاء نقطهدار و بعد از آن هاء ساكنه بوده كه بنابر قول اكثر فقهاء آن نيز حلال نيست و درباره آن اخبارى وارد شده كه صحيح نميباشند چنانچه راجع به حلّيت آن نيز اخبار صحيحهاى وارد شده كه بايد آنها را بر تقيّه حمل نمود .
سپس مىفرماين :
و ممكنست بگوئيم اخبار ناهيه محمول بر كراهت مىباشند كه چنانچه مرحوم شيخ الطّائفه در موضعى از كتاب نهاية اينطور فرمودهاند ، ولى خود ايشان در جاى ديگر از اين رأى برگشته و حكم به قتل مستحلّ آن فرموده است و اينكه مرحوم مصنف در اينجا قول بحرمت آن را بطور [ قيل ] حكايت فرموده مشعر است به اينكه ايشان در حكم بحرمتش توقف دارند با اينكه در كتاب دروس تحريم را كه قول مشهور است ترجيح دادهاند .
قوله : و به اخبار لا يبلغ حد الصّحة : و از جمله اين اخبار حديثى است كه مرحوم صاحب وسائل آن را در ج ( 16 ) ص ( 337 ) به
المباحث الفقهية في شرح الروضة البهية (راهنماى فارسى شرح لمعه) (فارس) — صفحة 186
مساهمون: سيد محمد جواد ذهنى تهرانى
ص١٨٦