روايت و حديثى است كه اينطور روايت شده :
حضرت امير مؤمنان على عليه السّلم بندهايكه نصرانى بود آزاد فرمودند پس بنده بعد از آزاد شدن اسلام آورد .
اين روايت حمل بر نذر شده و روايت اوّلى يعنى ( سيف بن عميره ) بر غير نذر محمول است .
مقاله مرحوم شارح
شارح ( ره ) پس از نقل ادلّه طرفين مىفرماين :
در دليل هردو مناقشه و تأمّل داريم .
امّا در دليل قائلين بمنع از عتق كافر بطور مطلق چه با نذر بوده و چه بدون نذر مىگوئيم :
ظاهر آيه و قول مفسّرين اينست كه [ خبيث ] مال اندك و ناچيز را گويند كه به فقير مىدهند و اين معنا بر كافر قطعا قابل انطباق نيست زيرا بسا بنده كافر پيدا مىشود كه قيمتش بمراتب از بنده مسلمان بيشتتر و افزونتر است و انفاقى كه عبد را مىنمايد يعنى مثلا آزادش مىكنند به ملاحظه ماليّتش بوده و در واقع همان را انفاق مىنمايند نه معتقد خبيثش را تا گفته شود چون معتقد وى خبيث است صحيح نيست مورد انفاق قرار گيرد و از اين گذشته نهى وارد در آيه شريفه به بحث ما اساسا ارتباطى نداشته و موردش صدقه واجب است يعنى در صدقه واجب انسان نبايد آن را از مال خبيث جدا كند و بدهد امّا در صدقه مستحبّى اشكالى ندارد كه به مال اندك و ردى تحقّق پيدا نمايد حتّى مىتوان به اجماع فقهاء يك نيمه خرما را بعنوان صدقه مستحبّى داد و اجر و ثواب هم احراز نمود .