خروج از احصان مىگردد .
قوله : لا ما صادفه و ان حرم : ضمير فاعلى در [ صادفه ] بماء موصوله راجعست كه مقصود از آن وطى بوده و ضمير مفعولى به ملك راجع مىباشد و كلمه [ ان ] وصليّه و ضمير در [ حرم ] به وطى بر مىگردد .
و حاصل مراد اينست كه :
مقصود از وطى محرّم نه آن وطى است كه با ملك مصادف شده ولى بعلّتى از علل حرام باشد و بعبارت ديگر ذاتا حلال بوده ولى ثانيا و بالعرض حرام مىباشد .
قوله : فلا تخرج به عن الاحصان : ضمير در [ لا تخرج ] به زن و در [ به ] به وطى محرّم مصادف با ملك راجعست .
قوله : و كذا وطى الشّبهة : يعنى اگر شبهه از طرف زن باشد به اين معنا ندانست كه واطى مرد اجنبى است در اينجا نيز از احصان خارج نمىشود و لو مرد بداند كه زن بر وى حلال نيست .
قوله : و مقدّمات الوطى : يعنى اگر زن با علم به اينكه مرد اجنبى است از وى تمكين كرده و فقط بمقدّمات جماع حاضر شود از قبيل : قبله و لمس و نظر و ساير امورى كه محرّك شهوت است باز از عفّت خارج نمىگردد .
قوله : مطلقا : يعنى چه مقدّمات وطى با مللك مصادف شده و چه اينطور نباشد .
قوله : فلو رمى المشهورة بالزّنا و لو مرّة : يعنى زنى را و لو يك بار زنا داده و سپس مشهور به زانيه شده است اگر كسى نسبت فحشاء به وى بدهد اين نسبت ، از باب رمى محصنه نمىباشد .
المباحث الفقهية في شرح الروضة البهية (راهنماى فارسى شرح لمعه) (فارس) — صفحة 104
مساهمون: سيد محمد جواد ذهنى تهرانى
ص١٠٤