بلكه مادر طفل مىتواند در صورتى كه فرزند مالى نداشته باشد از پدر او مطالبه اجرت كند .
شار ( ره ) مىفرماين :
ولى اگر طفل خود داراى مال باشد اجرت ارضاع از مال طفل بمادر پرداخته مىشود .
سپس مىفرماين :
و اما دليل جواز اخذ اجرت اينست كه جمع بين حقّين يعنى حق طفل و حق مادر مقتضى است كه بگوئيم بر مادر واجب است طفل را شير داده و در مقابل از مال فرزند اجرت آن را اخذ نمايد .
و هيچ منافاتى نيست بين آنكه ارضاع بر او واجب بوده از آن طرف عوض عملش را مستحق باشد چنانچه در سال قحطى بردارنده مال و طعام واجبست آن را بذل كند و در عين حال عوضش را ميتواند از محتاج و فقير دريافت كند .
بنابراين و با توجه به تقريرى كه شد ضعف و سستى كلامى كه از برخى نقل شده واضح مىگردد .
اين قائل مىفرمايد :
مادر حق اخذ اجرت ندارد زيرا فعل يعنى ارضاع بر او واجب است و در محلّش مقرر است كه اخذ اجرت بر اعمال واجب غير مشروع مىباشد .
و امّا فرق بين مسئله اينجا و بذل مال در مخمصه اين استكه در بذل مال نسبت به سال قحطى نفس عمل كه بذل باشد واجب و لازم است نه عين مال از اينرو صاحب مال عوض را مىتواند مطالبه
المباحث الفقهية في شرح الروضة البهية (راهنماى فارسى شرح لمعه) (فارس) — صفحة 380
مساهمون: سيد محمد جواد ذهنى تهرانى
ص٣٨٠