و فروج زنان شبيه باد نمودن بيضههاى مردان .
و بعد از كلمه [ رتق ] مىفرماين :
كلمه [ رتق ] بفتح راء و تاء و آن اينست كه در فرج زن گوشت به نحوى روئيده باشد كه محل و منفذى براى دخول نره در آن وجود نداشته باشد .
و در ذيل [ على خلاف فيهما ] يعنى عقل و رتق مىفرماين :
منشاء اختلاف اينست كه :
قائلين بعدم خيار مىفرماين : راجع بايندو نصّى وارد نشده از اينرو فسخ عقد بايندو جايز و مشروع نيست .
و كسانى كه بوجود ايندو خيار را ثابت دانستهاند دليلشان اين است كه درباره [ قرن ] نصّ وارد شده و آن را مجوّز فسخ عقد قرار داده است و چون ايندو با آن در علّت مجوّز فسخ مشتركند لاجرم بواسطه ايندو نيز خيار ثابت مىگردد و معناى مجوّز فسخ در قرن منع از دخول و نزديكى مرد با زن است كه در هرسه اين امر وجود دارد .
و در قول دوّم قوّت و استحكام بوده از اينرو از نظر ما نيز اقوى جواز فسخ بايندو عيب نيز مىباشد .
و در برخى از كلمات اهل لغت آمده كه [ عفل ] اساسا همان قرن است بنابراين عفل نيز منصوص مىگردد چون مشمول ادلّهاى است كه قرن را مجوّز فسخ قرار داده است .
و در كلام برخى ديگر از اهل لغت آمده كه سه لفظ مزبور يعنى عفل ، قرن ، رتق از الفاظ مترادف مىباشد يعنى هرسه معنايشان اينست كه در رحم زن گوشتى روئيده باشد كه مانع از دخول مرد با
المباحث الفقهية في شرح الروضة البهية (راهنماى فارسى شرح لمعه) (فارس) — صفحة 180
مساهمون: سيد محمد جواد ذهنى تهرانى
ص١٨٠