منصوصا ، و في كلام آخرين أن الألفاظ الثلاثة مترادفة في كونها لحما ينبت في الفرج يمنع الوطء .
شرح فارسى :
مرحوم مصنف مىفرماين :
عيوب در زن نه تا است كه موجب جواز فسخ نكاح مىگردند و اين نه تا عبارتند از :
جنون ، جذام ، برص ، نابينائى ، زمينگيرى ، قرن در حالى كه استخوان باشد ، افضاء ، عفل و رتق .
البته در دو عيب اخير اختلاف و نزاع است بين فقهاء .
شارح ( ره ) مىفرماين :
كلمه [ قرن ] به سكون راء و فتحه آن هردو قرائت شده است .
و در ذيل [ عظما ] مىفرماين :
يعنى [ قرن ] عبارتست از استخوانى در رحم زن كه مانع از دخول مىگردد چنانچه يكى از دو تفسيرى كه براى [ قرن ] شده همين معنا است يعنى آن را استخوانى شبيه به دندان دانستهاند كه در فرج زن درآمده باشد و از دخول مرد با وى مانع گردد ، بنابراين اگر اين مانع بجاى استخوان گوشت باشد اصطلاحا آن را عفل خوانند البته گاهى بر عفل نيز لفظ [ قرن ] را اطلاق نمايند و انشاء اللّه حكم عقل به زودى خواهد آمد .
و در دنبال [ افضاء ] مىفرماين :
تفسير آن قبلا گذشت .
و در تعقيب [ العفل ] مىفرماين :
كلمه [ عفل ] بفتح عين و فاء و آن عبارتست از خروج چيزى از قبل
المباحث الفقهية في شرح الروضة البهية (راهنماى فارسى شرح لمعه) (فارس) — صفحة 179
مساهمون: سيد محمد جواد ذهنى تهرانى
ص١٧٩