است كه اين لفظ عام بوده هم معقوده به عقد دائم را شامل شده و هم متعه را فرامىگيرد از اينرو اين امر در هردو جريان دارد .
شارح ( ره ) مىفرماين :
اينكلام از مرحوم سيد به آيه شريفه [ و ان عزموا الطلاق ] دفع مىشود يعنى مىگوئيم اين آيه نساء را بقرينه [ الطلاق ] اختصاص مىدهد بخصوص زنان معقوده به عقد دائم چه آنكه ضمير جمع در [ عزموا ] بخصوص مردانى راجع است كه زنان معقوده به عقد دائم دارند و در محلّش مقرر است كه يكى از اسباب تخصيص عود كردن ضمير به بعضى از افراد عام مىباشد . بنابراين وقتى ضمير در [ عزموا ] ايلاء كنندهگان را اختصاص بافراد نامبرده داد قهرا نساء نيز اختصاص بهخصوص زنان معقوده به عقد دائم پيدا مىكند و بدين ترتيب آيه ايلاء زنان دائمى را مورد حكم قرار مىدهد .
قوله : بل تبين بانقضاء المدة : ضمير در [ تبين ] به مرءة راجع است .
قوله : او بهبته ايّاها : ضمير مجرورى در [ هبته ] به زوج راجع بوده و ضمير [ اياها ] به مدت عود مىكند .
قوله : و فى رواية محمد بن اسمعيل عن الرضا عليه السلام : روايت مذكور را مرحوم صاحب وسائل در ج 14 ص 478 به اين شرح نقل فرموده است :
محمد بن يعقوب از محمد بن يحيى از احمد بن محمد از محمد بن اسماعيل از مولانا ابى الحسن الرضا عليه السلام قال : قلت
المباحث الفقهية في شرح الروضة البهية (راهنماى فارسى شرح لمعه) (فارس) — صفحة 303
مساهمون: سيد محمد جواد ذهنى تهرانى
ص٣٠٣