روشن و واضح است كه بانتفاء شرط مشروط نيز منتفى مىشود از اينرو عقد چون به قصد انشاء متعه خوانده شده و بحسب فرض شرط صحّت و حصول متعه منتفى بوده لاجرم مشروط نيز كه صحّت عقد باشد منتفى و وجودش همچون عدم محسوب مىشود و مقصود از بطلان همين معنا است .
2 - روايت صحيح زراره از مولانا الصادق عليه السلم كه فرمودند :
متعه در خارج تحقق نمىيابد مگر منحصرا به دو امر : مدّت معلوم و مهر مشخص و معيّن .
و چون در مورد بحث مدّت معلوم منتفى بوده است پس عقد متعه بايد فاسد و غير محقق باشد .
3 - متعاقدين قصدشان از انشاء عقد فقط عقد متعه بوده و زوجيّت دائمى منظور و مقصودشان نبوده است و با اينكه عقود تابع قصد و اراده متعاقدين است چگونه بگوئيم پس از انشاء عقد به قصد متعه عقد دائم واقع مىگردد .
و بايد بگوئيم : مجرّد صلاحيّت داشتن صيغه ايجاب براى هريك از دو عقد متعه و دائم سبب آن نمىشود كه لفظ مشترك را بر يكى از دو معنايش حمل نمائيم با اينكه متعاقدين معناى ديگرى را كه بائن با آن هست اراده كردهاند .
قوله : انقلب دائما : ضمير فاعلى در [ انقلب ] به عقد راجع است .
قوله : او بطل : يعنى او بطل العقد .
قوله : على خلاف فى ذلك : مشار اليه [ ذلك ] انقلاب به
المباحث الفقهية في شرح الروضة البهية (راهنماى فارسى شرح لمعه) (فارس) — صفحة 286
مساهمون: سيد محمد جواد ذهنى تهرانى
ص٢٨٦