تنبيه
مرحوم مصنف با اسقاط مهر يا مقدارى از آن در مقابل وقت ضايع شده اطلاق تقاص نمود ، اين اطلاق مجازى است زيرا اخلال زن به مدت و تضييع آن كافى است در سقوط آنچه مقابلش قرار دارد و پرواضح است اسقاط عوض را تقاص نخوانند مگر بعنايت مجاز .
فرع ديگر
اگر زن در اثناء مدّت متعه فوت شد يا پيش از دخول از دنيا رفت بطريق اولى مهريهاش ساقط نشده و همچون زنيكه در عقد دائم مرد است و پيش از استمتاع فوت شود مهريهاش بذمّه مرد ثابت بوده و بايد آن را به ورثه او بپردازد .
قوله : باعتباره شئ : ضمير در [ باعتباره ] به منع لعذر راجع است .
قوله : كالاختيارى : يعنى كالمنع الاختيارى .
قوله : نظرا الى انّه فى مقابلة الاستمتاع : ضمير در [ انّه ] به مهر راجع است .
قوله : و هو مشترك بين الاختيارى و الاضطرارى : ضمير [ هو ] به بودن مهر در مقابل استمتاع راجعست .
قوله : و ضعفه ظاهر : ضمير در [ ضعفه ] به احتمال راجع است .
قوله : و فى رواية عمر بن حنظله : روايت مزبور را مرحوم
المباحث الفقهية في شرح الروضة البهية (راهنماى فارسى شرح لمعه) (فارس) — صفحة 282
مساهمون: سيد محمد جواد ذهنى تهرانى
ص٢٨٢