به برادر برادر نيز وى خواهر باشد و حاصل كلام آنكه در نسب فقط عنوان [ اخت ] موجب تحريم است نه اخت الاخ تا در نتيجه بتوان گفت پس در رضاع نيز [ اخت الاخ ] موجب نشر حرمت مىشود .
قوله : بانهنّ بمنزلة ولده عليه : اينعبارت اشاره است به بيان علّت در مسئله سابقه .
ضمير [ هن ] به اولاد صاحب اللبن و ضمير [ ولده ] به اب المرتضع راجع است و كلمه [ عليه ] جار و مجرور و متعلق است به [ دلالت ] و ضمير در مجرورى در آن به نهى در اينجا عود مىكند .
قوله : و ان وجد ما يجرى مجراها : ضمير در [ مجراها ] به علت راجع بوده و مقصود از جارى ، مجراى علت اينستكه بگوئيم :
برادران رضاعى خواهر يا خواهران رضاعى برادر و خواهر نسبى انسان بمنزله پسران و دتران پدر برادر محسوب مىشوند .
مثلا : زيد برادر نسبى بنام عمرو دارد و عمرو نيز با هند همشير بوده و وى خواهر رضاعى او است سابقا گفتيم پدر مرتضع ( يعنى پدر عمرو ) نمىتواند با اولاد صاحب لبن ( يعنى با هند ) ازدواج كند چون وى بمنزله اولاد او است پس در نتيجه بايد بگوئيم :
هند بمنزله اولاد پدر عمرو است و چون عمرو برادر زيد مىباشد لاجرم اينعبارت در حق هند صادق است يعنى مىتوان گفت : هند دختر پدر برادر زيد است و نتيجتا زيد نبايد بتواند با هند ازدواج كند ولى همانطورى كه شارح ( ره ) فرمودند اگرچه اين تقرير را كه جارى مجراى علّت سابق الذكر است در اينجا بتوان نمود اما با آن نميتوان حكم بحرمت را اثبات كرد و وجهش شايد اين باشد كه عنوان [ دختر
المباحث الفقهية في شرح الروضة البهية (راهنماى فارسى شرح لمعه) (فارس) — صفحة 383
مساهمون: سيد محمد جواد ذهنى تهرانى
ص٣٨٣