آلات حرب و قتال باشد .
شارح ( ره ) مىفرماين :
كلمه [ سبق ] در [ ينعقد السبق ] به سكون باء بوده نه بفتح بنابراين مقصود از آن مسابقه مىباشد و مقصود از كمال در عبارت [ من - الكاملين ] آن است كه متعاقدين بالغ و عاقل باشند .
سپس در ذيل [ الخاليين من الحجر ] مىفرماين :
دليل آن اينست كه عقد سبق و رمايه مقتضى تصرف در مال است و چون شخص محجور عليه از آن ممنوع بوده لاجرم خلو از حجر از شرائط آن تلقى شده است .
و در ذيل [ على الخيل و البغال و الحمير ] مىفرماين :
اين حيوان ( حمير ) از مصاديق [ حافر ] استكه در خبر آمده .
و پس از [ الابل و الفيلة ] فرمودهاند :
اين دو حيوان از افراد [ خف ] و در تحت اين عنوان داخل مىباشند .
و در دنبال [ و على السيف و السهم و الحراب ] چنين آوردهاند اين آلت ( حراب ) در تحت اسم [ نصل ] داخل است سهم در عنوان [ ريش ] كه روايت دوم متضمن آن بوده داخل است مشروط به اينكه تير داراى پر باشد چه آنكه در اين وقت از باب اطلاق اسم جزء بر كل اطلاق ريش بر سهم صحيح است .
سپس مرحوم شارح مىفرماين :
اينكه مرحوم مصنف فرمود [ انما ينعقد السبق ] مقصودش از [ سبق ] معنائى است عام و وسيع كه به اين ملاحظه شامل [ رمى ] نيز مىشود و
المباحث الفقهية في شرح الروضة البهية (راهنماى فارسى شرح لمعه) (فارس) — صفحة 8
مساهمون: سيد محمد جواد ذهنى تهرانى
ص٨