آنكه تير به نشانه خورده و به آن خدشه وارد كرده ولى سوراخش نكند و بعضى از ارباب دانش فرمودهاند :
خازق آن است كه تير نشانه را سوراخ كرده ولى در آن ثابت نماند .
و خاصل با خاء نقطهدار و صاد بدون نقطه كه بر قارع نيز اين اسم را اطلاق مىكنند .
و قارع عبارتست از آنكه تير بنشانه اصابت كرده ولى اثرى در آن نگذارد و نيز اين نام را بر خازق و خاسق اطلاق ميكنند و معناى ايندو دانسته شد و گاهى نيز بمطلق تيرى كه به نشانه اصابت كند اين اسم را اطلاق نمايند .
سپس در ذيل [ و غيرها ] مىفرماين :
و اما اوصاف ديگر غير آنچه ذكر شد همچون :
خاصر و آن عبارتست از آنكه تير بيكى از دو طرف نشانه اصابت كند و خارم و آن اين است كه تير اطراف نشانه را بشكافد .
و حابى و آن اين است كه تير ابتداء به پائين نشانه خورده و سپس به طرف آن مايل شود و اين كلمه از [ حبو الصبى ] يعنى رفتن طفل بر نشستگاه مشتق مىباشد .
و آن را بر تيرى كه ابتداء در مقابل و جلو نشانه خورده و سپس پرش كرده و به آن اصابت نمايد كه نامش [ مزدلف ] است نيز گفته مىشود .
و قارع و آن اين است كه تير بنشانه خورده بدون اينكه به آن خدشه و خراشى وارد كند .
المباحث الفقهية في شرح الروضة البهية (راهنماى فارسى شرح لمعه) (فارس) — صفحة 46
مساهمون: سيد محمد جواد ذهنى تهرانى
ص٤٦