متمثل مىشوند به ده كوهى كه بر سر هريك از آنها يك جزء از چهار پرنده گذارده شده بود .
و اما مدرك قول دوم ( يعنى سبع ) روايت صحيحه بزنطى از مولانا ابو الحسن عليه السلام است كه در اين روايت امام عليه السلام متمثل مىشوند بفرموده خداوند متعال كه مىفرمايد :
لها سبعة ابواب ، لكل باب منهم جزء مقسوم .
سپس مىفرماين :
قول اول بر دوم ترجيح داده شده و مرجّحش را اصل قرار - دادهاند چه آنكه اصل مقتضى عدم زيادى است و پرواضح استكه عشر از سبع كمتر مىباشد .
فرع
اگر موصى جزء را بجزء ديگرى اضافه نموده و مثلا چنين گفت :
پس از موت من جزئى از ثلث مالم را بفلانى دهيد .
حكم اين است كه عشر ثلث را بايد بوى دهند و دليل اينحكم روايت صحيحه عبد اللّه بن سنان از مولانا الصادق عليه الصلاة و السلم است كه در اين راويت نيز امام عليه السلام به جبال متمثل مىشوند و اين خود يك مرجّح ديگرى است به ترجيح رأى اول يعنى عشر بر رأى دوم كه سبع باشد .
قوله : لحسنة ابان بن تغلب الخ : روايت مزبور را مرحوم صاحب وسائل در ج 13 ص 442 به اين شرح نقل فرموده :
المباحث الفقهية في شرح الروضة البهية (راهنماى فارسى شرح لمعه) (فارس) — صفحة 296
مساهمون: سيد محمد جواد ذهنى تهرانى
ص٢٩٦