جواب
مرحوم شارح در جوابى مىفرماين :
تكثّر و تعدّد مستحق در اينجا قادح و مضر نيست و با كلاميكه قبلا گذشته هيچ تنافى ندارد زيرا تعدّد مستحقين در اينجا عارضى و بعدا حادث شده و در وقت بيع شريك يكنفر بوده است كه همان مورّث باشد و اعتبار به وحدت و كثرت شريك در همان زمان بيع بوده نه بعداد و در وقت اخذ بشفعه .
بنابراين آنچه سابق گفتيم بملاحظه زمان بيع و وقت عقد بوده و آنچه در اينجا تصوير شده باعتبار زمان اخذ و اعمال حقّست و پر واضح است كه ايندو كلام به اين دو ملاحظه با هم هيچ تنافى و تهافتى ندارند .
قوله : فلو عفوا الا واحدا : ضمير [ عفوا ] به ورثه راجعست .
قوله : اخذ الجميع : ضمير مستتر فاعلى در [ اخذ ] به [ واحد ] عود نموده و مقصود از [ جميع ] تمام شقص مىباشد .
قوله : او ترك : يعنى ترك الجميع ، بنابراين ضمير مستتر به [ واحد ] راجع مىباشد .
قوله : و لا يقدح هنا : مشار اليه [ هنا ] مورد انتقال شفعه به ورثه مىباشد .
قوله : لا الاخذ : يعنى نه وقت اخذ بشفعه نمودن .
متن :
و يجب تسليم الثمن أولا جبرا لقهر المشتري ثم