ليس له التصرف فيها إلا زمن استحقاقه و لهذا لا يملك نقلها ، و لا إتلافها . نعم لو كان ناظرا و آجرها لمصلحة البطون لم تبطل بموته ، لكن الصحة حينئذ ليست من حيث إنه موقوف عليه ، بل من حيث إنه ناظر .
شرح فارسى :
مرحوم مصنف مىفرماين :
د : اجاره بواسطه مرگ متعاقدين باطل نمىشود مگر آنكه عين مستأجره موقوفه باشد .
شارح ( ره ) مىفرماين :
دليل حكم مذكور اين است كه مقتضاى لزوم عقد همين است و در اين حكم فرقى نيست بين مرگ موجر و مستأجر و اما اينكه اگر عين مستأجره بر موجر وقف شده باشد و وى آن را اجاره دهد و پس از آن فوت شود همانطورى كه مرحوم مصنف فرمود در اينجا پس از مرگ موجر اجاره باطل مىگردد و صورت فرض اين چنين تصوير مىگردد :
ملك و خانهاى را كسى براى زيد و اعقاب وى وقف نمود و پسى از آن زيد مال موقوفه را به مدت 10 سال مثلا اجاره داد و پس از انقضاء 5 سال فوت شد در اينجا بايد بگوئيم اگرچه 5 سال ديگر از زمان اجاره مانده ولى اجاره بموت موجر باطل مىشود زيرا حق به مجرد فوت او به ديگرى يعنى بطون و اعقاب وى منتقل مىشود و پس از فوت معلوم مىشود كه وى بيش از مدت حياتش در عين موقوفه حق تصرف نداشته است و از اينرو نميتوانست در وقت حيات و زنده بودنش
المباحث الفقهية في شرح الروضة البهية (راهنماى فارسى شرح لمعه) (فارس) — صفحة 24
مساهمون: سيد محمد جواد ذهنى تهرانى
ص٢٤