داشتن بر فسخ معاملات و تصرف در اموال و توجه سود و زيان به ايشان به مقدار مالى كه سرمايهگذارى كردهاند با هم متساويند همان طورى كه دو تسمه لجام از نظر طول و درازا با يكديگر يكسان يا دو اسبسوار وقتى عنان اسبهايشان با هم از نظر طول و درازا متساوى بوده در عنان اسب با يكديگر متساوى مىباشند لاجرم اين نوع از شركت را به اسم شركة العنان موسوم نمودهاند .
2 - چون هركدام از شريكين از اينكه ديگرى هرگونه تصرفى بخواهد بكند ممانعت مىنمايد همانطورى كه عنان اسب مانع است از هرگونه رفتارى كه اسب بخواهد داشته باشد ازاينرو نام شركة العنان بر آن نهادهاند .
3 - همانطورى كه اسبسوار وقتى عنان اسب را گرفته باشد يكدستش را نگهداشته و دست ديگرش را رها و آزاد مىگذارد هركدام از دو شريك نيز نسبت بمال مشترك دست خود را از تصرف در آن بازداشته و دست ديگرشان را در اموال اختصاصى خويش آزاد مىگذارند و هرگونه تصرفى كه دلخواه آنها باشد در آن انجام ميدهند
قوله : و هو سير اللجام : كلمه [ سير ] بفتح سين و سكون ياء عبارتست از تسمه چرمى كه از دو طرف لجام يعنى دهانه اسب كشيده شده است .
قوله : يمسك به الدابة : ضمير در [ به ] به [ سير اللجام ] راجعست .
قوله : او تساوى الفارسين فيه : ضمير در [ فيه ] بعنان راجع بوده و كلمه [ تساوى ] عطف است به [ استواء طرفى العنان ] .
المباحث الفقهية في شرح الروضة البهية (راهنماى فارسى شرح لمعه) (فارس) — صفحة 15
مساهمون: سيد محمد جواد ذهنى تهرانى
ص١٥