شرح فارسى :
مرحوم مصنف مىفرماين :
ه : بر مديون واجب است در وقت فرارسيدن مرگ مال القرض را از اموال ديگرش جدا نموده و در صورتى كه صاحب آن حاضر نيست وصيّت كند كه آن را بوى بسپارند .
شارح ( ره ) مىفرماين :
جهت آن اين است كه بواسطه جدا كردن و عزل مال القرض از اموال ديگرش مشخص شده و از معرضيّت تصرّف ورّاث سالم ميماند .
لازم بيادآورى است كه در صورت وصيّت لازم است شخص مطمئن و موثّقى را بر آن بگمارد چه آنكه متعلّق وصيّت در اينجا تسليط بر مال غير مىباشد از اينرو اگرچه در سائر مواضع و ثقاقت را در وصىّ شرط ندانيم ولى در اين مورد بخصوص رعايتش لازم و واجب مىباشد .
قوله : و عزله عند وفاته : يعنى و يجب عزل مال القرض عند وفاته .
قوله : و الايصاء به : ضمير در [ به ] به مال القرض عود مىكند .
قوله : من تصرّف الورّاث فيه : ضمير در [ فيه ] به مال القرض عود مىنمايد .
قوله : كون الوصائة به : يعنى به مال القرض .
قوله : لانّه تسليط على مال الغير : ضمير منصوبى در [ لانّه ] به ايصاء راجع است .
قوله : الى غيره فى الجمله : ضمير در [ غيره ] به [ ثقة ]
المباحث الفقهية في شرح الروضة البهية (راهنماى فارسى شرح لمعه) (فارس) — صفحة 24
مساهمون: سيد محمد جواد ذهنى تهرانى
ص٢٤