الفروع إلى أصولها و استنباطها منها .
و هذه هي العمدة في هذا الباب ، و إلا فتحصيل تلك المقدمات قد صارت في زماننا سهلة لكثرة ما حققه العلماء و الفقهاء فيها ، و في بيان استعمالها ، و إنما تلك القوة بيد اللَّه تعالى يؤتيها من يشاء من عباده على وفق حكمته و مراده ، و لكثرة المجاهدة و الممارسة لأهلها مدخل عظيم في تحصيلها ، وَ الَّذِينَ جاهَدُوا فِينا لَنَهْدِيَنَّهُمْ سُبُلَنا وَ إِنَّ اللَّهَ لَمَعَ الْمُحْسِنِينَ :
شرح فارسى :
مرحوم شارح مىفرماين :
ادله عقلى همچون : استصحاب و برائت اصليّه و غير ايندو تمام در اصول فقه داخل هستند چنانچه علم به آنچه با آن احتجاج و استدلال مىنمايند همچون قياس جملگى مشمول علم اصول مىباشند بلكه بسيارى از كتب مختصرهاى كه در علم اصول فقه تدوين شده همچون تهذيب الاصول و مختصر الاصول ابن حاجب مشتملند بر مقدار قواعد منطقى كه در اصول مورد نياز و احتياجند ، چنانچه برخى از كتب نحو مشتملند بر پارهاى از مسائل صرفى كه از آن در نحو استفاده مىنمايند .
سپس مىفرماين :
بلى : از همه اين امور و مقدمات گذشته در شخص فقيه و مجتهد لازم است قوهاى بوده تا بواسطه آن متمكّن باشد از رد مسائل فرعى باصول و بتواند از قواعد و ضوابط اصولى كه در نزدش هست آن مسائل فقهى را استنباط نمايد و در واقع عمده در باب اجتهاد داشتن همين قوه است و گرنه صرف تحصيل مقدمات ياد شده در
المباحث الفقهية في شرح الروضة البهية (راهنماى فارسى شرح لمعه) (فارس) — صفحة 24
مساهمون: سيد محمد جواد ذهنى تهرانى
ص٢٤