حفظ نموده يا جاى آنها را دانسته كه در وقت حاجت به آنها مراجعه كند .
و نيز واجب است كه به آيات ناسخه و منسوخه احاطه داشته و هريك را از ديگرى تمييز دهد ولو به رجوع كردن به اصلى باشد كه تمام در آن جمع و گرد آمدهاند .
قوله : الاشكال الاقترانيه : مقصود قياس اقترانى است و آن عبارت است از قياسى كه نتيجه قياس از نظر هيئت و ماده در مقدمة القياس مذكور نباشد بخلاف قياس استثنائى كه چنين مىباشد .
قوله : من المعانى المفرده : مانند علم بجنس و فصل و اعراض عام يا خاص و نيز دانستن اسم و كلمه و ادات و امثال اينها .
قوله : و لا يشترط الاستقصاء فى ذلك : مشار اليه [ ذلك ] مسائل و احكام منطقى است .
قوله : بل يقتصر على المجزئ منه : ضمير در [ منه ] به منطق راجع است .
قوله : و ترجئة الوقت : كلمه [ ترجئه ] به معناى تأخير انداختن و كنايه از اتلاف وقت است .
قوله : على معرفة الناسخ منها : آيه ناسخ عبارتست از آيهاى كه عمل به آيه ديگر را از زمان صدورش تحريم نمايد قهرا آيه ديگر منسوخ مىشود .
قوله : و لو بالرجوع الى اصل يشتمل عليه : مقصود از اصل در اينجا شايد معناى مصطلح درائى آن باشد كه عبارتست از مجموعهاى كه در آن بلاواسطه از معصوم عليه السلام امور ضبط و
المباحث الفقهية في شرح الروضة البهية (راهنماى فارسى شرح لمعه) (فارس) — صفحة 19
مساهمون: سيد محمد جواد ذهنى تهرانى
ص١٩