تخطي إلى المحتوى الرئيسي

المباحث الفقهية في شرح الروضة البهية (راهنماى فارسى شرح لمعه) (فارس) — صفحة 38

مساهمون:

ص٣٨
دارند كه بر لشگريانت آسيب برسانند از اينرو حضرت وجود نازنين امير المؤمنين عليه السلام را طلب فرمود و بحرب با ايشان گسيل داشت و مجمل كلام اينكه حضرت در اين نبرد آنان را قلع و قمع فرمود و پس از اين واقع از آن وادى كوچ و به اراضى مريسيع وارد شدند و با حارث و لشگريانش بجنگ پرداختند در اثناء حرب صاحب لواى مشركين كه شخصى بود بنام ( صفوان ) بدست ( قتاده ) كشته شد و پس از سرنگونى رايت كفار مردى كه موسوم به مالك بود بدست حضرت امير سلام اللّه عليه هلاك گرديد و لشگر كفار فرار كردند و مسلمانان ايشان را تعقيب نموده و ده تن از آنها را كشته و يكتن از مسلمانان شهيد شد و تا مدت سه روز حرب ادامه پيدا كرد كه ظرف آن گروه بسيارى از ايشان هلاك و جمعى فرار نموده و بقيّه اسير شدند . و اين غزوه را از وقايع سال پنجم هجرى ضبط نموده‌اند . قوله : كما فعل على عليه السلام اه : داستان محاربه حضرت با عمرو در جنگ خندق اتفاق افتاد و شرح اجمالى اين نبرد اين است كه بعد از صف‌آرائى دو گروه عمرو كه از شجعان روزگار بوده و درباره‌اش گفته‌اند كه با هزار سوار مقابله مينمود بعرصه كارزار آمد و مبارز طلبيد و اصحاب كه وصف شجاعتش را شنيده بودند هيچ يك جرأت ميدان او را نكردند و سرها به زير افكندند ابن خطاب به جهت اينكه كار اصحاب را توجيه كرده باشد سخنى چند از شجاعت و نيروى وى به زبان اورد كه در نتيجه اصحاب شكسته خاطرتر شدند و منافقان چيره‌تر گشتند وجود مقدس حضرت رسالت پناه وقتى عمرو را در ميدان مشاهده فرمود گفت آيا دوستى هست كه شرّ اين دشمن