كه به [ امام ] يا نائبش رجوع مىكند .
قوله : بسبق دعائه : كلمه [ بسبق ] جار و مجرور است كه متعلق به [ يسقط ] مىباشد و ضمير در [ دعائه ] به امام يا نائبش راجع است .
قوله : او بغيره : ضمير به [ سبق دعائه ] راجعست و مقصود اينكه يكى از اسباب سقوط دعاء سبق آن در حرب پيشين است و ديگرى غير آن مىباشد مثل اينكه مشركين ظهور پيامبر اسلام را مطلع شده و احتياجى به معرفى و دعوت نيست .
قوله : و من ثمّ غزى النبى صلّى اللّه عليه و آله و سلم اه
اين جنگ كه بنام [ غزوه مريسيع ] بضم ميم و فتح راء و سكون ياء و كسر سين نام دارد اسم چاهى بوده كه قبيله بنى المصطلق بر سر آن چاه منزل مىنمودند و آن در بين مكه و مدينه واقعست و اجمال اين غزوه اين است كه مصطلق بضم ميم و سكون صاد و فتحه طاء و كسره لام لقب ( جذيمة بن سعد ) است كه از طائفه خزاعه مىباشد و علت اين جنگ اين شد كه حارث بن ابى ضرار كه بزرگ قوم خزاعه بود گروهى را بر نبرد با پيامبر اسلام صلّى اللّه عليه و آله و سلم - تحريص و ترغيب نمود و با خود همداستان كرد و بعد از رسيدن اين خبر بسمع مبارك حضرت تجهيز سپاه نمود و در روز دوشنبه دوم شعبان از مدينه حركت فرمود و در تاريخ چنين آمده كه از حرم حضرتش تنها ام سلمه و عايشه ملازم آنحضرت بودند و بعد از فرود آمدن به وادى مخوفى بعد از گذشتن پاسى از شب جبرائيل عليه السلام نازل شد و عرض نمود يا رسول اللّه گروهى از كفار اجنّه در اين وادى تصميم
المباحث الفقهية في شرح الروضة البهية (راهنماى فارسى شرح لمعه) (فارس) — صفحة 37
مساهمون: سيد محمد جواد ذهنى تهرانى
ص٣٧