فرع
اگر از كفار و مشركين بر بيضه اسلام و حوزه اسلام خطرى نباشد ولى خوف بر بعضى از مسلمين كه در جنب كفار قرار گرفتهاند باشد بر ايشان كه در معرض مخاطره هستند جهاد و دفاع لازم است و در صورتى كه از نبرد با كفار عاجز باشند بر كسانى كه در همسايگيشان قرار دارند واجب است كه بكمك آنها برخيزند و اگر با نصرت ايشان دفع دشمن نشد و همگى از مقابله عاجز بودند بر مسلمين ديگر كه در امكنه دور و با مسافت قرار دارند لازم است به يارى ايشان بلند شوند البته وجوب در حق كسانى كه بمسلمين مورد خطر نزديكتر هستند اكيدتر مىباشد و بر هريك بنحو وجوب كفائى مؤكد واجب است خود را به يارى ايشان برسانند .
قوله : و هو المنصوب للجهاد : ضمير به ( نائب ) عائدست
قوله : فلا يجوز تولّيه حال الغيبة : ضمير در [ تولّيه ] به جهاد راجع است .
قوله : و لا يشترط فى جوازه بغيره من المعانى : ضمير در [ جوازه ] به جهاد عائد است و در [ بغيره ] بجهاد به معناى اول راجع مىباشد .
قوله : يخشى منه : ضمير در [ منه ] به هجوم راجعست .
قوله : و هى اصله : ضمير مؤنث به [ بيضه ] و ضمير مذكر به اسلام عائد است .