عليها فإن عجز عنها فالبقرة ، فإن عجز عنها فالشاة ، و به قطع في الدروس ، و الرواية تدل على الأول ، و فيها أن الكفارة للنظر ، لا للإمناء ، و لو قصده ، أو كان من عادته فكالمستمني و سيأتي .
شرح فارسى :
مرحوم مصنف مىفرماين :
اگر محرم بزن اجنبيّه و بيگانهاى نگاه كرد و پس از آن محتلم شد كفارهاش اين است كه :
اگر موسر و قادر است شتر بدهد و در صورتى كه متوسط الحال و متعارف است گاو داده و اگر معسر و تنگدست است بايستى گوسفند بدهد .
شارح ( ره ) ابتداء فرموده :
حكم مزبور در جائى است كه وى نه قصد احتلام را داشته و نه عادتش بر اين باشد كه در اثر نظر محتلم شود .
و سپس مىفرماين :
مناط تحقق اين سه مفهوم يعنى ( يسر ، توسط ، عسر ) حكم عرفى است .
پس كسى را كه عرف موسر بداند بعقيده مشهور بايد شتر بدهد و آنكه را عرف متعارف و متوسط معرفى كند لازمست گاو داده و شخصى را كه طبق حكم ايشان معسر و تنگدست مىشناسند واجب است كه گوسفند بدهد اگرچه وى قادر بر اخراج گاو يا شتر باشد چنانچه متوسط ولو متمكن از اخراج شتر باشد بر وى لازم نيست .
و در مقابل مشهور برخى چنين فرمودهاند :
وجوب شتر و گاو و گوسفند واجب ترتيبى است يعنى ابتداء بر
المباحث الفقهية في شرح الروضة البهية (راهنماى فارسى شرح لمعه) (فارس) — صفحة 301
مساهمون: سيد محمد جواد ذهنى تهرانى
ص٣٠١