قوله : اذن له : ضمير در [ له ] به [ من بيده المال ] عود مىكند .
متن :
و قيل : يفتقر إلى إذن الحاكم مطلقا ، بناء على ما سبق و هو بعيد لإطلاق النص و إفضائه إلى مخالفته حيث يتعذر .
شرح فارسى :
مرحوم مصنف مىفرماين :
بعضى از فقهاء فرمودهاند بطور مطلق چه اثبات حق نزد حاكم ممكن باشد و چه غير ممكن اذن او شرط است و اينكلامى بعيد از صواب است .
شارح ( ره ) مىفرماين :
دليل قائل مزبور همان تقريرى است كه سابقا نموده و گفتيم زيرا ولايت اخراج حج على رغم وارث بر عهده حاكم است و مجرّد عدم قدرت بر اثبات حق باعث سقوط ولايت وى نمىشود .
اما وجه بعد اينكلام اينستكه روايتيكه حكم بوجوب اخرج حج نموده مطلق است و بين امكان اثبات حق نزد حاكم و عدم آن - تفصيل نداده و از اين گذشته لزوم مراعات اذن در جائى كه دسترسى به حاكم نباشد باعث مخالفت با نص است زيرا لازمه آن تعطيل حق و عدم اقدام بانجام آن است در حالى كه نص حاكم به وجوب اقدام مىباشد .
مترجم گويد :
مقصود از نص نامبرده حديثى است كه مرحوم صاحب وسائل آن را در ج 8 ص 128 به اين شرح نقل نموده :
المباحث الفقهية في شرح الروضة البهية (راهنماى فارسى شرح لمعه) (فارس) — صفحة 149
مساهمون: سيد محمد جواد ذهنى تهرانى
ص١٤٩