دو كفّاره از طرف خود و يكى هم از طرف زن بابت افساد روزه او چه آنكه اين مقدار از تحمّل منصوص است ، ولى كفّاره اعتكافش چون دليل روائى ندارد لاجرم مورد تحمّل نمىباشد و روى همين اصل اگر اكراه بر فعل مزبور در شب باشد يك كفّاره بيشتر بر او لازم نيست و بنا بر لزوم تحمّل دو كفّاره بايد بدهد : يكى از طرف خود بابت افساد اعتكاف خويش و ديگرى به جهت تحمّل از طرف زن كه اعتكافش فاسد شده .
مؤلف گويد :
امّا نصّى كه در تحمّل كفّاره افساد روزه وارد شده عبارتست از حديثى كه ما اگرچه در سابق آن را نقل نموديم ولى اينك كه كلام ما به انتهاء رسيده و در آستانه ختام كتاب واقع شدهايم مناسب است از باب ختامه مسك يك بار ديگر عيون رمد ديده خويش را بكلمات نورانى آل اللّه عليهم افضل التّحيّات و السّلام استناره و جلا دهيم .
حديث مزبور را مرحوم صاحب وسائل در ج 7 ص 37 باينشرح نقل فرموده :
محمّد بن يعقوب ، از علىّ بن محمّد بن بندار ، از ابراهيم بن اسحق الاحمر ، از عبد اللّه بن حمّاد ، از مفضل بن عمر ، از مولانا ابيعبد اللّه عليه السّلام فى رجل اتى امرأته و هو صائم و هى صائمة فقال :
انكان استكرهها فعليه كفارتان ، و انكان طاوعته فعليه كفّارة و عليها كفّارة ، و انكان اكرهها فعليه ضرب خمسين سوطا نصف الحدّ و ان كان طاوعته ضرب خمسة و عشرين سوطا و ضربت خمسة و عشرين سوطا .
قوله : فان اكره المعتكفة عليه : ضمير فاعلى در [ اكره ] به معتكف راجع بوده و در [ عليه ] به جماع راجع است .
المباحث الفقهية في شرح الروضة البهية (راهنماى فارسى شرح لمعه) (فارس) — صفحة 314
مساهمون: سيد محمد جواد ذهنى تهرانى
ص٣١٤