ولايت بوده يا غير مؤمن و از اهل خلاف باشد مشروط به اين كه به مقدار متعارف در پيش او توقّف كند نه بيشتر .
و نيز به منظور شهادت چه بعنوان تحمّل و چه براى اقامه آن بوده در خروج ماذون مىباشد مشروط به اينكه تحمّل و اقامه شهادت متوقّف بخروج از معتكف بوده و بدون خروج امكان نداشته باشد .
و همچنين براى مشايعت مؤمن مىتواند از مكان خود خارج شود و مقصود از ( تشييع مؤمن ) در عبارت مصنّف ( ره ) اينستكه براى وداع نمودن با برادر مؤمنى كه اراده مسافرت دارد از محلّ خود خارج شود تا مسافتى كه عادتا و عرفا به اين منظور خارج مىشوند او را تعقيب كند .
قوله : كعيادة مريض مطلقا : چه مريض مؤمن و شيعه بوده و چه غير شيعى باشد .
قوله : و يلبث عنده : يعنى و نزدش توقّف كند .
قوله : تحمّلا و اقامة : تحمّل شهادت اين است كه از وى بخواهند براى رؤيت صحنه و منظرهاى حاضر شود .
و اقامة : آن است كه بعد از تحمّل بخواهد در حضور حاكم شرع آنچه ديده است شهادت دهد .
قوله : سواء تعيّنت عليه ام لا : يعنى تحمّل و اقامه شهادت بر او چه واجب عينى بوده مثل اينكه شخص صالح ديگرى نيست يا كفائى باشد .
قوله : و قيّده بالمؤمن تبعا للنّص الخ :
شارح ( ره ) مىفرماين :
مرحوم مصنف مشايعت را مقيّد به مؤمن نمود و در خصوص آن خروج
المباحث الفقهية في شرح الروضة البهية (راهنماى فارسى شرح لمعه) (فارس) — صفحة 286
مساهمون: سيد محمد جواد ذهنى تهرانى
ص٢٨٦