مادران از علف مملوك مالك تهيّه شده باشد و در غير اين صورت لازم است ابتداء سال را از زمانى قرار داد كه اولاد از مادران متولّد ميشوند زيرا ملاك و مناطى كه در انعام سائمه بوده و بملاحظه آن متعلّق زكات واقع شدهاند در اولادى كه از شير متحصّل از غير علف مالك تغذيه مىكنند موجود است ، لهذا بايد از همان اوان متولّد شدن مورد حساب قرار گيرند و در مقابل در صورتى كه شير از علف مالك بهم رسيده باشد و اولاد از آن استفاده كنند همان حكمتى كه موجب سقوط زكات در انعام معلوفه مىباشد يعنى زحمت تهيّه علف و تحمّل مشقّت اطعام به آنها عينا در اولاد متغذّى از اين شير بوده ، لاجرم ظرف اين مدّت زكات از آنها بايد ساقط باشد و در نتيجه در زمان رضاع سال نبايد براى آن اساسا قرار داد .
شارح ( ره ) مىفرماين :
اين كلام دو ايراد به آن متوجّه است :
1 - حكم در لسان دليل چنانچه قبلا گفتيم معلّق بر اسم است نه بر حكمت .
2 - شيرى كه در مادران بوجود آمده بطور مطلق ملك مالك است اعمّ از اينكه از علف بيابان بهم رسيده باشد و يا از علف مالك پس در هر دو صورت اولاد در زمان معلوفه بوده و تفصيلى كه مرحوم مصنّف در كتاب بيان دادهاند مقبول نيست .
بعضى از فقهاء در اين مقام قول سوّمى را اختيار نموده و فرمودهاند :
مبدء سال در اولاد مطلقا از زمان نتاج و تولّد بايد حساب شود .
سپس مىفرماين :
المباحث الفقهية في شرح الروضة البهية (راهنماى فارسى شرح لمعه) (فارس) — صفحة 63
مساهمون: سيد محمد جواد ذهنى تهرانى
ص٦٣