ديگرى كمتر شد ميتواند از مستحق حقّى را كه داده استرجاع نمايد مشروط باينكه يا عين باقى باشد و يا در صورت تلف شدن مستحقّ از حال مطّلع بوده و مىدانسته كه اخراج قبل از استقرار وجوب بوده چنانچه در هر دفع حقّى كه مالك قبل از استقرار آن را به مستحق دهد و حادثه مزبور رخ دهد حكم چنين است يا در جائى كه مال را قبل از تحقّق وجوب معجّلا بدهند و بعد از فرارسيدن اوان وجوب كشف شود كه بر وى واجب نبوده مثل اخراج زكات فطره قبل از غروب شب عيد و بعد از تحقّق عيد معلوم شود كه خود مستحق بوده يا در جائى كه اخراج حق ابتداء بدون قصد قربت واقع شد و وقتى مال را استرداد كردند تا مجدّدا با قصد قربت در موردش صرف كنند در دست مستحق تلف شده باشد .
قوله : و يحصل هنا : ضمير در [ يحصل ] به حول راجعست و مشاراليه [ هنا ] مبحث زكات است .
قوله : فيجب بدخول الثّانى عشر : ضمير در [ يجب ] به زكات راجعست .
قوله : و ان لم يكمل : ضمير فاعلى به ثانى عشر راجعست .
قوله : و هل يستقرّ الوجوب بذلك : مشاراليه [ ذلك ] دخول ماه دوازدهم مىباشد .
قوله : ام يتوقف على تمامه : ضمير فاعلى در [ يتوقّف ] باستقرار و در [ تمامه ] به ماه دوزادهم راجعست .
2 - بگوئيم اگر مكمّل نصاب بعدى مادران هستند براى آنها سال جداگانه قرار مىدهيم و در غير اين صورت سال عليحدّهاى ندارند ، مثلا چهل گوسفند ماده اگر 81 ولد توليد كردند به لحاظ اينكه بانضمام مادران
المباحث الفقهية في شرح الروضة البهية (راهنماى فارسى شرح لمعه) (فارس) — صفحة 59
مساهمون: سيد محمد جواد ذهنى تهرانى
ص٥٩