قوله : و يجوز ان يجعل لها قسطا : ضمير در [ لها ] بخامسه راجعست .
قوله : يتخيّر فى كميّته : ضمير فاعلى در [ يتخيّر ] به مصلّى و ضمير مجرورى در [ كميّته ] به قسط راجعست .
قوله : و اطلق تفريق الثّمانين على الجمع الخ : مرحوم مصنّف بطور مطلق فرمود هشتاد ركعت بين چهار جمعه تقسيم مىشود در حالى كه گفتيم بيست ركعت آن در شب شنبه واقع مىشود ولى مىتوان آن را به اين نحو توجيه كرد :
چون شصت ركعت در جمعه واقع شده و تنها بيست ركعت در غير جمعه است از باب تغليب مىتوان مجموع را بجمعه نسبت داد يا بگوئيم اساسا شب شنبه شبى است كه روز قبل و متّصل به آن جمعه بوده ، پس در حقيقت آن را مىتوان از جمعه محسوب كرد .
قوله : مع وقوع عشرين منها : ضمير در [ منها ] به ثمانين راجع است .
قوله : و لانّها عشيّة جمعة تنسب اليها : ضمير در [ لانّها ] به ليلة السّبت راجعست و ضمير در [ اليها ] به جمعه عود مىكند .
قوله : و لو نقص الشّهر سقطت الخ : اگر ماه از سى روز كمتر باشد تكليف شب سىام ساقط مىشود و نوافل ساقط شده قضاء ندارد
قوله : و لو فات شئ منها الخ : اگر بعضى از نوافل در رمضان فوت شد مستحبّ است آن را قضاء نمايد ولو در روز بعد يا در غير رمضان ولى افضل و بهتر اينستكه قبل از خروج و سپرى شدن ماه مبارك مبادرت به قضاء نمايد .
المباحث الفقهية في شرح الروضة البهية (راهنماى فارسى شرح لمعه) (فارس) — صفحة 169
مساهمون: سيد محمد جواد ذهنى تهرانى
ص١٦٩