بنابراين از هزار ركعت هشتاد ركعت باقى مىماند كه مىتوانند آنها را بر چهار جمعهاى كه در مجموع ماه واقعند توزيع نمايند .
سپس مىفرماين :
كيفيّت توزيع هشتاد ركعت بين چهار جمعه به اين نحو است :
در هر روز از چهار جمعه ده ركعت مىخوانند يعنى دو ركعت نماز حضرت فاطمه سلام اللّه عليها و چهار ركعت نماز امير المؤمنين عليه السّلام و چهار ركعت نماز حضرت جعفر طيّار و در شب جمعه آخر بيست ركعت نماز حضرت امير عليه السّلام را خوانده و در شب شنبه آخر نيز 20 ركعت باقى را به نماز حضرت فاطمه سلام اللّه عليها بجاى آورده و بدين وسيله هزار ركعت را خاتمه مىدهند .
حال اگر در ماه مبارك رمضان پنج جمعه اتّفاق افتاد قهرا تكليف يكى از جمعات ساقط است و مصلّى در اختيار آن مخيّر است و جايز است كه سهم و قسطى نيز براى اين جمعه قرار بدهند كه خالى از نافله نباشد و در كميّت آن قسط نيز اختيار با مصلّى مىباشد .
قوله : و منها صلوة نافلة شهر رمضان : ضمير در [ منها ] به صلوات مندوبه راجعست .
قوله : و هى فى اشهر الرّوايات : ضمير [ هى ] بنافله رمضان راجعست .
قوله : غير الرّواتب : يعنى هزار ركعت نامبرده به غير از نوافل راتبهاى است كه در هر روز و شام خوانده مىشوند .
قوله : الى ما عيّن لها سابقا : ضمير در [ لها ] به ليالى افراد راجعست .
المباحث الفقهية في شرح الروضة البهية (راهنماى فارسى شرح لمعه) (فارس) — صفحة 166
مساهمون: سيد محمد جواد ذهنى تهرانى
ص١٦٦