اگر احتمال اوّل را اختيار نموديم اشكالى متوجّه عبارت مىشود و آن اينكه حضرت امير مؤمنان سلام اللّه عليه مكرّر در مسجد كوفه قضاوت فرمودند و اين امر با كراهت مطلقه سازش ندارد .
سپس در جواب اين اشكال مىفرماين :
مىتوان گفت فعل حضرت عليه السّلام از مورد حكم خارج است زيرا قضاوتهاى حضرتش قضاياى جزئيّه و خارجيّهاى بوده كه وجه آن بر ما معلوم نيست و اين سنخ از قضايا را كه در اصطلاح اهل فنّ از آن به [ قضيّة فى واقعة ] تعبير مىكنند نمىتوان حجّت قرار داد .
و اگر احتمال دوّم را ترجيح داديم جواب اشكال بسى واضح است زيرا فعل حضرت را بر يكى از محامل و وجوه مزبوره ميتوان حمل نمود .
سپس مىفرماين :
شايد حمل بر وجه اخير مناسبتر باشد يعنى بگوئيم ايشان براى عبادت به مسجد تشريف مىآوردند لكن بحسب اتّفاق دعوا و مرافعهاى كه رخ مىداد نزد حضرتش مىبرده و ايشان تنفيذ مىفرمودند .
بعد مىفرماين :
در مسجد كوفه مكانى را ترغيب داده بودند بنام ( دكّة القضاء ) كه مشخّص بود آمدن در آن مكان صرفا به منظور قضاوت است و حضرت سلام اللّه عليه به آن مكان نزول اجلال مىفرمودند و اين معنا با توجيهات و محامل نامبرده منافى است .
قوله : انفاذ الاحكام : مقصود حكم دادن و قضاوت نمودن است .
المباحث الفقهية في شرح الروضة البهية (راهنماى فارسى شرح لمعه) (فارس) — صفحة 225
مساهمون: سيد محمد جواد ذهنى تهرانى
ص٢٢٥