صورت اختلاف تمييز با شرائطى كه دارد برايش حاصل نشده باشد در اينجا اگر وى مبتدئه است وظيفهاش آنست كه عادت اهل و اقارب پدرى و مادرى خود يا يكى از ايندو طرف را همچون خواهر ، عمّه ، خاله و دختران ايشان را براى خويش عادت قرار دهد و در صورتى كه ايشان نيز از نظر عادت عددى با يكديگر مختلف بوده و جملگى متّحد نبودند و لو برخى بر بعضى ديگر غالب باشند مثلا ده نفر ايشان عادتشان هفت روز و بيست نفر آنها عادتشان نه روز باشد حكم آنست كه آنها را رها كرده و به عادت اقران اخذ نمايد .
و مقصود از [ اقران ] زنانى هستند كه عرفا از نظر سن و سال با وى همدوش و مقارن باشند .
مرحوم مصنف در كتب سهگانهاش يعنى بيان و دروس و ذكرى در اقران و اهل اتّحاد بلد را نيز شرط نموده است يعنى فرموده :
رجوع به اهل و اقران مشروط به اين است كه ايشان با وى در يك بلد زندگانى كنند زيرا چه بسا سرما و گرماى بلاد در مزاجها تأثير نموده و باعث اختلاف طبايع و حالات مىشود .
و نيز در كتاب ذكرى فرموده اگر اهل يا اقران از نظر عادت عددى با هم اختلاف داشتند تكليف مبتدئه اين است كه عادت اكثر ايشان را ملاك قرار دهد ولى در اينجا ( كتاب لمعه ) مجرّد اختلاف را مجوّز رجوع به اقران قرار داد .
و از نظر فتواى در ذكرى از فرموده اينجا بهتر مىباشد .
تبصره
مرحوم مصنف در اقران به فقدان ولى در اهل به اختلاف تعبير
المباحث الفقهية في شرح الروضة البهية (راهنماى فارسى شرح لمعه) (فارس) — صفحة 329
مساهمون: سيد محمد جواد ذهنى تهرانى
ص٣٢٩