تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الكلام الغني (شرح فارسى بر باب اول مغنى) (فارسى) — صفحة 93

مساهمون:

ص٩٣
يعنى : اى حكمي كه وارث عبد الملك مىباشى ظاهر شو همچون ظاهر شدن زن درخشنده‌روى در پاره‌اى از شب تاريك . شاهد در « الوارث » است كه صفت براي حكم بوده وهمچون آن مضموم گشته است و « حكم » چون مناداى مفرد معرفه است مبنى بر ضمّه مىباشد . وحسناء در بيت مورد صحبت يا صفت است براي محل « هند » همچون قول جرير بن عطيّه مادح عمر بن عبد العزيز :
يعود الفضل منك على قريش * وتفرج عنهم الكرب الشّدادا فما كعب بن مامة وابن سعدى * بأكرم منك يا عمر الجوادا
يعنى : فضل وبخشش از تو بقريش بازمىگردد وبرطرف مىكنى از ايشان حزن واندوه شديد را . پس كعب بن مامه وابن سعدى بخشنده‌تر وكريم‌تر از تو نيستند اى عمر بن عبد العزيز كه اين صفت دارى جواد وبخشنده هستى . شاهد در « الجواد » است كه صفت براي محلّ « عمر » مىباشد . ويا نصب آن بتقدير « امدح » بوده ويا صفت است براي مفعول به محذوف وتقدير كلام : عدى يا هند الخلّة الحسناء ( وعده بده اى هند خصلت وخلق نيكو را ) مىباشد يعنى « حسناء » صفت است براي « خلّه » كه مفعول‌به براي « انّ » مىباشد . سپس مصنّف مىگويد : بنابر دو وجه اوّل ودوّم متكلّم هند را به وعده‌اى كه وفاء كردنى است امر نموده بدون اينكه موعود را براي آن معيّن ومشخص نمايد چه آنكه بنابر تقدير اوّل كه « حسناء » صفت براي هند بوده واز محلش تبعيت كرده باشد معنا اينستكه : اى هند نمكين ونيكوروى البتة البتة وعده بده . وبنابر تقدير دوّم كه « حسناء » مفعول براي « امدح » باشد اينستكه :