تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الكلام الغني (شرح فارسى بر باب اول مغنى) (فارسى) — صفحة 84

مساهمون:

ص٨٤
ودر تقرير بفاعل لازمست بگوئيم : أأنت ضربت زيدا ( آيا تو زيد را زدى ) . ودر تقرير بمفعول بايد گفت : أزيدا ضربت ( آيا زيد را زدى ) . چنانچه در همزه‌اى كه براي استفهام حقيقي مىآيد لازمست امرى كه از آن استفهام شده پهلوى همزه قرار بگيرد . سپس مصنّف مىگويد : فرموده حقتعالى : أانت فعلت هذا ( آيا اينكار را انجام دادى ) . متحمل دو معنا مىباشد : الف : ممكنست از همزه استفهام حقيقي اراده شده باشد باين نحو كه سائلين نمىدانستند إبراهيم عليه السلام فاعل اينفعل بوده لذا از فاعل سؤال كردند از اينرو همزه بر « أنت » داخل شده است . ب : احتمال دارد از همزه تقرير اراده شده باشد باين بيان : قائلين مىدانستند فاعل فعل حضرت إبراهيم عليه السلام بوده همانطورى كه خود آن حضرت نيز مىدانستند لذا ايشان را وأدار نمودند كه بفاعليّت خودش اقرار نمايد از اينرو همزه را بر « أنت » داخل كردند . بايد توجه داشت كه همزه چه بمعناى استفهام حقيقي بوده وچه تقرير فعل نه مورد استفهام است ونه تقرير زيرا همزه بر فعل داخل نشده واز عدم دخولش بر سر فعل ميفهميم كه فعل نه مستفهم عنه بوده ونه مقرّبه . دليل ديگر براينكه فعل نه مورد استفهام است ونه تقرير اينكه حضرت إبراهيم عليه السلام در مقابل سؤال ايشان جواب بفاعل داده وفرمودند : بل فعله كبيرهم هذا ( بلكه بزرگ اين بت‌ها اينكار را نموده است ) .