6 - افعيينا بالخلق الاوّل ( آيا در افرينش اوّل درمانده وعاجز شديم ) .
يعنى عاجز ودرمانده نشديم واين معنى مقتضاى همزه مىباشد
سپس مصنّف مىگويد :
وبخاطر اينكه اين همزه مفيد نفى ما بعدش بوده لاجرم اگر مضمون ، بعد منفى باشد با ملاحطه همزه مثبت مىگردد زيرا نفى نفى اثبات مىباشد واز همين قبيل است آية شريفه :
أليس اللّه بكاف عبده ( آيا اينطور نيست كه خداوند بندهاش را كفايت ميكند ) .
يعنى حقتعالى بندهاش را كفايت مىنمايد چه آنكه جمله ليس اللّه بكاف عبده منفى است .
ومقتضاى همزه نفى اين نفى است در نتيجة معنا مثبت مىباشد از اينرو حقتعالى جمله « ووضعنا » را كه مثبت است به جمله منفى « ألم نشرح لك صدرك » عطف كرده .
زيرا معناى اينجمله شرحنا بوده كه آن مثبت است .
ومثل اين آية است آية شريفه :
ألم يجدك يتيما فآوى ووجدك ضالّا فهدى ( آيا اينطور نيست كه تو را حقتعالى يتيم يافت پس پناه داد ونيز تو را متحير ديد پس از آن رهائى داد ) .
در اين آية نيز جمله « ووجدك الخ » كه مثبت است به « ألم يجدك » كه منفى است عطف شده زيرا در واقع جمله مزبور مثبت بوده نه منفى چه آنكه معنايش وجدك يتيما مىباشد وهمچنين است آية شريفه :
ألم يجعل كيدهم في تضليل وارسل عليهم طيرا أبابيل ( آيا اينطور نيست كه مكر وحيله ايشان را حقتعالى تباه ساخت وبرايشان پرندهگان أبابيل را فرستاد ) .
در اين آية نيز جمله « وارسل الخ » كه مثبت است بر « ألم يجعل الخ » كه منفى است عطف شده وبخاطر همين نكته است كه قول جرير درباره عبد الملك كه گفته :
ألستم خير من ركب المطايا * واندى العالمين بطون راح