ميرود ودر اينجا بايد توجه داشت كه امر از دو حال خارج نيست :
الف : آنكه خبر مشتق بوده .
ب : آنكه خبر جامد باشد .
اگر خبر مشتق باشد مصدري كه مؤوّلبه است از لفظ خبر مىآيد لذا تقدير كلام در مثل : بلغني انّك تنطلق ( بمن رسيد كه تو آزاد مىكنى ) .
يا : بلغني انّك منطلق ( بمن رسيد كه تو آزادكننده هستى ) .
بلغني الانطلاق مىباشد .
واز همين قسم محسوب ميشود مثال : بلغني انّك في الدار ( بمن رسيد كه تو در خانه هستى ) تقدير آن : بلغني استقرارك في الدار مىباشد زيرا در اينمثال خبر حقيقتا استقّر يا مستقّر است كه محذوف مىباشد پس مصدر مؤول از لفظ آن بايد بيابد .
واگر خبر جامد باشد لازم است مصدر مؤول را از لفظ « كون » تقدير نمود مانند :
بلغني انّ هذا زيد ( رسيد بمن كه اين شخص زيد است ) .
تقدير آن : بلغني كون هذا زيدا مىباشد زيرا هرخبر جامدى را مىتوان بواسطة لفظ « كون » به مخبرعنه نسبت داد چنانچه جايز است بگوئيم :
هذا زيد واگر بخواهيم ميتوانيم بگوئيم : هذا كائن زيدا معناى هردو يكى است وهيچ تفاوتى با يكديگر ندارند .
نظر سهيلى وگفتار أو
سهيلى پنداشته است :
كلمهاى كه بمصدر تأويل برده ميشود عبارتست از « ان » ناصبه با فعل منصوبى كه بعد از آن درمىآيد چه آنكه اين لفظ هميشه با فعل متصرّف همراه است امّا « انّ » مشدده حكمش اينستكه به حديث بايد تأويل برده شود نه بمصدر .
سپس گفته :
آنچه گفتيم رأى سيبويه بوده ومؤيّد آن اينستكه خبر « انّ » مشدده گاهى اسم محض است همچون : علمت انّ اللّيث الأسد ( دانستم كه ليث شير است ) .