ج : اسمى كه بعد از ظرف قرار گرفته نظير : أفي اللّه شك .
د : اسمى كه بعد از « لو » آمده مثل : ولو انّهم صبروا .
كه در ايندو اسم نيز اين اختلاف كه رفع بنابر فاعليت بوده يا از باب مبتدائيت مىباشد را تكرار كردهاند .
وهمچنين اختلاف در اينكه « انّ » و « ان » وصله آندو وبعد از حذف جارّ در مثال : شهد اللّه انّه لا اله الّا هو .
ومانند : حصرت صدورهم ان يقاتلوكم .
آيا در موضع جرّ هستند به حرف جرّ محذوف همانطوريكه در قول فرزدق چنين مىباشد .
إذا قيل اىّ النّاس شرّ قبيلة * أشارت كليب بالاكفّ الأصابع
هرگاه گفته شود كدام طائفه بدترين قبائل هستند با انگشتان دستها به قبيله كليب اشاره مىنمايند .
شاهد در « كليب » است كه مجرور به « إلى » محذوف است .
ويا در محل نصب بفعل مذكور مىباشند چنانچه در قول ساعدة بن جؤيه در وصف نيزه اينطور مىباشد :
لدن بهز الكفّ يعسل متنه * فيه كما عسل الطّريق الثّعلب
يعنى : آن نيزه باندازهاى نرم وملايم است كه بسبب تكان دادن دست تمام بندهايش مرتعش ومضطرب مىگردد همانطورى كه روباه در ميان طريق وجاده وقتي مىدود ودوپايش بجاى دو دستش قرار مىگيرد چنين مىباشد .
شاهد در « الطريق » است كه نصبش بواسطهء « عسل » از باب مفعول فيه بودن