تجد به كنزا واسعا تنفق منه ، ومنهلا سائغا ترده وتصدر عنه .
ترجمه :
سبب طولانى بودن كتب أدبي از نظر مصنّف
مصنّف گويد :
مخفى نماند بسيارى از كتب علم نحو را مطالعه وبررسى نمودم وآنها را طولانى ومفّصل ديده وسبب مطوّل بودنشان را سه امر دانستم بشرح زير :
سبب اوّل : كثرت تكرار : اين كثرت بمنظور افاده واعطاء قوانين كلّى نبوده تا مستحسن شمرده شود بلكه ناشى از سخن راندن در أطراف أمور ومطالب جزئي مىباشد كه حسنى بهمراه ندارند مثلا اگر ملاحظه ودقّت در آنها گردد ديده ميشود صاحبان اين كتب درباره تركيب خاصّ ومعيّنى صحبت نمودهاند ووقتي در تركيبي نظير آن سخن گفتهاند عين همان كلام را اينجا نيز تكرار كردهاند .
مثلا در ذيل آية شريفه : هدى للمتّقين الذين يؤمنون بالغيب
راجع به موصول « الذين » صحبت كرده واز نظر اعراب آن سه وجه بيان كردهاند وچون به ضمير منفصل در فرموده حقتعالى : كنت أنت الرقيب عليهم
برخوردهاند دو وجه برايش ذكر كرده ودر اعراب بحسب محل آن خلاف سابق الذكر را مكرر كرده وگفتهاند :
آيا محل اين ضمير وصل اعرابش بحسب ، قبل بوده يا باعتبار ما بعدش مىباشد ويا أساسا اين ضمير محلى از اعراب ندارد .
وهمچنين خلاف در موارد ذيل را مكررا بيان كردهاند .
الف : اسمى كه بعد از « إذا » واقع شده مانند : إذا السّماء النشقت
آيا رفع آن بنابر فاعليّت بوده يا مبتداء مىباشد .
ب : اسمى كه بعد از « ان » قرار گرفته همچون : وان امرأة خافت .
آيا رفعش بخاطر فاعل بودن است پس بنابر ابتدائيت مرفوع شده .