آنستكه لفظ « ما » تكرار نشود تا موجب ثقل وسنگينى لفظ شود از اينرو گفتهاند :
وقتي بر « ماء » شرطيّه كلمه « ما » افزوده ميشود الف ماء اوّلى را به « هاء » قلب كرده ومىگويند « مهما » .
پارهاى ديگر از أهل أدب گفتهاند :
كلمه « ان » در ولقد مكّناهم فيما ان مكّناكم فيه بمعناى « قد » بوده واز همين قبيل است آية شريفه : فذكّر ان نفعت الذّكرى ( پس تذكر بده اگر تذكر نافع است ) .
بعضي گفتهاند :
در اين آية ( ان نفعت الذكرى ) تقدير وان لم تنفع مىباشد مانند آية شريفه :
سرابيل تقيكم الحرّ ( جامههائى كه شما را از گرما حفظ مىكند ) .
كه تقدير آن : تقيكم الحر والبرد مىباشد .
وبرخى هم گفتهاند :
خداوند متعال تعبير به « ان نفعت الذكرى » را بعد از آنكه تذكير را شامل همه ايشان كرد وحجّت را ملازم ومقارن با آنها قرار داد نموده است لذا وجود شرط بعد از آن مضرّ نخواهد بود لذا معنا چنين مىشود :
ايشان را متذكّر بساز اگر اميد دارى تذكر دادن نافع باشد واگر چنين اميدى ندارى پس بر تو تكليفي نيست .
وبعضي ديگر گفته :
معناى ظاهر آن شرط بوده ولى در واقع حقتعالى ايشان را مورد مذمّت وملامت قرار داده وحصول نفع در ايشان بواسطة تذكر را مستبعد قرار داده است مثل اينكه شما بگوئى :
عظ الظّالمين ان سمعوا منك ( ظالمين را موعظه نما اگر از تو بشنوند ) .
قصد شما از اين عبارت استبعاد بوده نه شرط حقيقي يعنى ميخواهيد بگوئيد :
بعيد است ظالمين پند وموعظه را از تو بشنوند .
الكلام الغني (شرح فارسى بر باب اول مغنى) (فارسى) — صفحة 134
مساهمون: سيد محمد جواد ذهنى تهرانى
ص١٣٤